عاشقانه
گُفتی سیگار نَکِش میمیری
قول میدَم پُر کُنَم جاشو بَرات
بِه زور ِ تو آخَر تَرکِش کَردَم
اما تُو پَر زَدی وَ رَفتی
حالا ... وُجودَم پُر از دود شُده ...
اما تُو نیستی کِه بِگی نَکِش
لَــعــنَــتــتــی . . . ! !!
سیگاری گوشه لبم بود ...
دنبال کبریت بودم ...
گفتم آقا
آتیش دارید... ؟
گفت تو جیبم نه ...
اما تو دلم هست
به کارت میاد ؟...
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده…
دست به خلاف بزنیـم…!
من اندوه تـــو را مـــی دزدم…!
تو تنهـایـی مـرا…!!

بعضي وقتا مجبوري تو فضاي بغضت بخندي . . .
دلت بگيره ولي دلگيري نکني . . .
شاکي بشي ولي شکايت نکني . . .
گريه کني اما نذاري اشکات پيدا شن . . .
خيلي چيزارو ببيني ولي نديدش بگيري . . .
خيلي حرفارو بشنوي ولي نشنيده بگيري !
خيلي ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کني . . .


يکي از قشنگترين حس ها اينه که بعده يه دعــوا
از نگاهش بفهمي
که هنوزم دوســـت داره....
قرارمان باران بود
ساعت دلدادگی
کنار عشق
یادت هست؟
من آمدم
باران هم
و رنگین کمان
برای عشق
تمام قطره هارا
در انتظارت قدم زدم
و خیابان را
تا تمام شهر به جستجوی تو بودم
تو اما نیامدی...
نمی دانم اشک بود یا باران
چیزی بر گونه ام سُر می خورد
و روی کفشهایم میچکید
که میگفت
تو در خواب من جا مانده ای!
و من ...
چشم هایم را
به ملاقات اورده بودم
همیشه ...
این گونه از رویای تو
تنها به خانه بر می گردم !